|
|
|
|
|
بازتاب شرايط محيط در اشعار نيما
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:22 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
البرز کوه در شاهنامه فردوسی
کوه در آثار و اساطیر ملل جایگاه ویژه ای دارد مثلاً در اساطیر ژاپن از کوه «فوجی یاما» و در یونان از کوه «اُلَمپ» مقر «زئوس یا ژوپیتر» به تقدس و احتیاط یاد می شود. در اوستای زرتشت،مخصوصاً «یشت ها و بندهش» البرز که «هرا»یا «هربُرز»نامیده می شود،جزء نخستین هاست مثلاً «نخستین کوهی که برفراز رست،البرز ایزدی بخت بود(1)»دکتر معین در شرح این واژه می نویسد:«هَر به معنی کوه+بُرز به معنی بلند و بالا و بزرگ،جمعاً کوه بزرگ،کوه بلند» با این توضیح در اصطلاح متداول «کوه البرز»نوعی حشو وجود دارد مثل سنگ حجر الاسود ، راز پنهان و... بگذریم. در شاهنامه ی فردوسی،از این کوه که در سرتاسر شمال ایران کشیده شده است به کرات یاد می شود بنابراین در نزد ایرانیان این کوه دارای مرتبتی ممتاز است،زیرا از یک سو سمبل و یادگار استواری این خاک پاک تلقی می شد و به عنوان یکی از موانع استراتژیکی خدادادی ،مایه ی مصونیت ایران زمین در برابر مهاجمان افسار گسیخته بود و از دیگر سو بنابر آثار اساطیری و روایات کهن،هم محل به بند کشیدن و کشتن نیروهای اهریمنی است و هم پرورشگاه کسانی چون زال و فریدون و محل ریاضت کشیدن عارفانی چون شاه نعمت الله ولی است(2)و هم خیزش گاه تیر ایران گستر آرش و... در این مقال به بسط معروف ترین روایات و وقایع پیرامون البرز می پردازیم.......... 1 ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 23:14 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
دماوند برجسته ترین پدیده ی طبیعی ایران-۲
امروزه دماوندهمـچون بسياري ازديگر محيــط هاي کوهستاني کشـور– با چند عامــل تهـديد مي شود:
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 15:22 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
هنر هدایت و سرپرستی برنامه های کوهنوردی
بخش اول : ( مرحله سرپرستی پیش از برنامه) هدایت وسرپرستی ،ورزش کوهنوردی را درسه مرحله پیش از برنامه ،حین برنامه و پس از آن قابل تعریف و نقد می دانند و انجام هر مرحله،تنها بستگی به عمل هر سرپرستی بر مبنای قابلیتهای خویش،نفرات تحت سرپرستی ،شرایط زمانی و مکانی و نیزامکانات هر مرحله از برنامه دارد و هیچ گاه شرایط دو برنامه ی کوهنوردی را نمی توان از هر نظر با هم یکی دانست و در مورد آنها داوری یکنواختی نمود. بدین جهت در این نوشتار ارائه ی هر گونه نظری تنهابه عنوان یک الگوی کلی از کار، مد نظر بوده وعملی خواهد شد........ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 22:25 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
دماوند برجسته ترین پدیده ی طبیعی ایران-۱ دماوند، برجسته ترين پديده ي طبيعي ايران، نماد اين سرزمين ، خاستگاه اسطوره ها، داستان هاي دلکش ايراني، و کوهي است با تاريخ سرشاراز صعودهاي ديرين .......
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 22:54 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
بال هایت را کجاجا گذاشتی؟ پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :((اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه های من آشیانه بسازی .)) پرنده گفت :"من فرق درخت وانسان را خوب می دانم ، اما گاهی پرنده ها و آدم ها را اشتباه می گیرم." انسان خندید و به نظرش این خنده دار ترین اشتباه ممکن بود.پرنده گفت :"راستی ، چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟"انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندید. پرنده گفت: نمی دانی ، توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر نخندید . انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست چیست. شاید یک آبی دور . یک اوج دوست داشتنی . پرنده گفت غیر از تو ، پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن را از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است، اما اگر تمرین نشود فراموش می شود. پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشمش به آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روز ی نام این آبی بزرگ بالای سرش ، آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد. آن وقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت :hیادت می آید ، تو را دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی . راستی عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی؟ انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آن وقت رو به خدا کرد و گریست! منبع: کتاب بالهایت را کجا جا گذاشتی؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 22:46 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
کانون کوهنوردان البرز آمل در راستای اجرای برنامه های خود قبل از ارایه گزارش برنامه اجرائی شرح کاملی از این قلعه تاریخی را به نظر علاقه مندان می رساند.
قلعه تاریخی رودخان فومن با اینکه قلعه رودخان مدتها تخت سلطنت و مرکز حکمرانی حکام گیلانی بیه پس بوده، در متون تاریخی و جغرافیایی گیلان تا قبل از قرن دهم هجری نامی از این قلعه به میان نیامده. تنها عبدالفتاح فومنی در کتاب تاریخ گیلان یکبار از کوه قلعه رودخان یاد میکند و مینویسد: "امیره شاهرخ و کامیاب، پسران امیره سالار و بنی اعمام حسین خان بودند که به دستور حسن خان کهدمی در کوه قلعه رودخان کشته شدند." سلاطین اسحاقوند که از سال 550 تا 1002 ه.ق بر قسمت اعظم این مناطق حکمرانی داشته و نسبت خود را به اشکانیان می رساندند. از این قلعه با توجه به موقعیت دفاعی ممتاز و سوق الجیشی آن، به عنوان مقر فرمانروایی خود استفاده کرده و به دفعات در تجدید بنا و مرمت آن همت گماشته اند. به طوریکه این قلعه در فاصله سالهای 918 تا 921 ه.قبه دستور سلطان حسام الدین امیره دباج بن امیرعلاالدین اسحاقی مرمت گردیده و از آن زمان به بعد به نام "قلعه حسامی" نیز معروف شده است. هدایت خان حاکم فومن در سال 1175 ه.ق در زمان قیامش علیه کریم خان زند به تعمیر قلعه رودخان پرداخت و با تجهیز آن به توپهای جنگی، آنرا برای دفاع از خود آماده نمود. قدمت این قلعه به دوره سلجوقی برمیگردد، البته تمامی این قلعه بزرگ در یک زمان ساخته نشده است بلکه در دوره های بعدی مرمت و بازسازیهایی روی آن صورت گرفته است. ویژگی های معماری قلعه رودخان با مساحتی در حدود 2.6 هکتار، سراسر کوه را به وسیله 52 برج و بارو و دیواری به طول 1550 متر که از پستی و بلندیهای کوه وعوارض طبیعی تبعیت کرده، احاطه میکند. این بنا به وسیله سنگ و آجر ساخته شده و در بخشهای آسیب پذیر و نقاط حساس، سنگ با ملات ساروج به کار رفته اما در مسیر اطاقها، برجها و سقفهای گنبدی شکل از آجر، گچ و ملات ساروج استفاده شده است. ارتفاع دیوارها متفاوت و از 3 تا 10 متر متغیر است و در نقاط نفوذپذیر قلعه، دیوارها و باروها قطور و ارتفاع بیشتری دارند. انتخاب مکان مناسب، بهره گیری از مصالح مقاوم، استفاده از شیوه های مختلف معماری و ایجاد اشکال هندسی متنوع، عظمت خاصی به این مجموعه داده است. فرم کلی قلعه نامنظم است و از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده است. نقل از سایت اختصاصی قلعه رودخان
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 18:49 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش کامل صعود به قله نقره سر احمد اکبری منطقه لاکوه جمعه دهم خرداد ماه سال 87بعد ازیک تاخیر نیم ساعته وبا تعداد 27نفرشرکت کننده دراین برنامه و با دو دستگاه مینی بوس از مبداء میدان 17شهریورآمل به درمسیر جاده هراز حرکت کردیم . پس از طی مسافت35کیلومترو بعد از تونل دوم (تونل سیاه بیشه) و پس از عبور از پل به سمت چپ جاده تغییر مسیر داده ودرست از جنب رستوران سیاه بیشه وارد جاده خاکی شوسه کندوا شدیم . این جاده خاکی از منطقه لاکوه عبور کرده و روستاهای کندوا –اندوار و نشل را در بر می گیرد......
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 16:40 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
واژه شناسي كوهنوردي (قسمت سوم )
2- برف : بخار آب موجود در درجه هاي زير صفر به شكل بلور هاي يخ با ساختاري ظريف و پر مانند تشكيل ميشوند ؛ برف ممكن است به صورت بلور هاي منفرد يا به صورت تكه هاي بزرگ كه از طريق اختلاط تعداد زيادي بلور ايجاد شده بارش كند ؛ برف غالبا هنگام نزول خود به باران تبديل ميشود 3- نقاب: توده برفي كه از بالاي بخشاب ( خط الراس) يا يال جلو تر آمده باشد 4-يخچال: رودخانه اي از توده يخ ( گاهي به ضخامت 300 متر ) كه از برف انباشته ميشود در سطح شيب دار بالاي كوه ها يا گودال ها به وجود مي آيد ؛ وزن برف باعث ميشود تراكم اين توده زياد شود و به سوي دره هاي پايين تر به آرامي حركت كند سرعت آن از چند سانتي متر تا چند متر در روز متغيير است ؛ حركت يخچال بر روي زمين ناصاف باعث به وجود آمدن شكاف هاي عميق يا عوارضي چون يخشار و برج يخي روي سطح يخچال ميشود 5- شكاف يخچالي : شكافي عميق در سطح يخچال كه به سبب فشار داخلي يخچال به جلو پيشروي ميكند ؛ شكاف يخچالي يكي از خطرناكترين خطرات كوهنوردي است بعضي از آنها به وسيله پل برفي يا تله برفي پنهان ميشوند 6-يخ چاك : فضايي گشاده بين ديواره سنگي و يخچال؛ اين فضاي گشاده وقتي به وجود مي آيد كه يخ و برف موجود در يك يخچال به طرف جلو به حركت در آمده و مواد آن از ديواره جدا گردد ؛ اين فضا براي حركت كوهنوردان اشكال ايجاد ميكند ؛ پاي ديواره علم كوه ويخچال اسپليت نمونه يخ چاك در ايران است 7-تله برفي : برفي ناپايدار و كم ضخامت كه روي شكاف هاي برفي و توده هاي يخچالي را پوشانده و در صورت گام نهادن بر روي آن حركت ميكند 8-پل برفي: پل قوسي از برف و يخ معمولا در سطح يخچال ايجاد ميشود ؛ خطرناك بودن آن ممكن است به اندازه يك تله برفي باشد 9-برف گيجه : حالتي از گيجي كه به علت ريزش شديد برف يا پوشش كامل برف همراه با طوفان به انسان دست مي دهد و انسان نمي تواند به درستي جهت را تشخيص دهد 10- برف چال ( پهنه برف ) : چاله هاي كم عمق در نواحي كوهستاني و سرزمين هاي پر فراز كه برف در آن انباشته شده باشد و داراي سطحي تقريبا هموار مي باشد 11- يخرفت: خرده سنگ و مواد ديگري كه بر اثر عمل يخچال هاي طبيعي برجاي مي ماند گويند ؛ يخرفت به گونه هاي كناري ؛ مياني ؛زميني و پايانه اي (پيشاني ) تقسيم ميشوند منابع و ماخذ : رك قسمت اول |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 15:50 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
اصول گام برداري صحيح در كوه
نحوه صحيح گام برداري در كوه بسيار مهم مي باشد همچنين نحوه تقسيم بندي انرژي كه از نحوه راهپيمايي ناشي ميشود ؛ بايد بدانيم چگونه صعود كنيم تا در هنگام فرود نيز انرژي كافي داشته باشيم ؛ در اين ميان عواملي همچون انتخاب سرعت راهپيمايي و بلندي يا كوتاهي قدم ( همچنين تعداد آن با توجه به ريتم ضربان قلب و حجم ريه اي و نحوه تنفسي )؛ تنظيم سرعت و ذخيره سازي انرژي ؛ تنفس صحيح در كوهستان همچنين استراحت در خلال راهپيمايي ميتواند نقشي اساسي را ايفا كند .... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 14:51 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 23:54 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 23:41 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:14 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 0:4 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:49 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 15:2 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:54 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
شرایط عضویت درکانون کوهنوردان البرزآمل
۱-پذیرش کامل اساس نامه و مصوبات هیئت مسئولین کانون ۲-پذیرش آیین نامه انضباطی کانون ۳-ارائه تقاضا نامه کتبی ومعرفی از طرف یک عضو قدیمی کانون ۴-پرداخت مبلغ ۵۰۰۰۰ریال حق عضویت سالیانه جهت تهیه وسایل عمومی ودیگر امور مالی کانون ۵-داشتن کارت بیمه ورزشی ۶-داشتن شراط جسمی وروحی مناسب برای شرکت در برنامه های کانون ۷-داشتن لوازم وتجهیزات کوهنوردی مناسب جهت شرکت در برنامه های کانون ۸-داشتن حداقل سن ۱۸سال |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:37 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
آیین نامه انضباطی کانون کوهنوردان البرزآمل
۱-رعایت شئونات اخلاقی واحترام به عقاید وسنن افراد در هر زمان ومکان. ۲-عدم سرپیچی از دستورات وفرامین سرپرست گروه وهمکاری ومساعدت فعالانه با سرپرست ومسئولین کانون در اجرای برنامه های کوهنوردی. ۳-شرکت وحضور فعال در برنامه های کوهنوردی و عدم بیش از۴غیبت درسال ۴-رعایت بهداشت ، نظافت وامنیت طبیعت و کوهستان و حفاظت از محیط طبیعی و بکر کوهستان . ۵-شرکت در جلسات مجمع عمومی کانون وفعالیت درکمیته های تعیین شده. ۶-پرداخت به موقع و منظم حق عضویت ماهیانه. ۷-داشتن لوازم و تجهیزات مناسب کوهنوردی به تناسب برنامه ها. ۸-پذیرش مصوبات هیئت مسئولین وتعهد و الزام به اجرای آن. ۹-چنانچه عضوی هریک از موارد فوق را رعایت نکند هیئت مسئولین کانون می تواند ضمن دادن تذکرشفاهی و سپس کتبی متعاقباً محدودیت هایی را تعیین کند ودرنهایت عضو خاطی را از کانون اخراج و عضویتش را لغو نماید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 8:10 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش صعود به قله برز بايجان (27/2/87 )
ساعت 5:13 دقيقه بامداد با آمدن ميني بوس ها به محل قرار ازآمل حرکت كرديم وبه سوی بخش بهرستاق بايجان حركت نموديم ، ساعت 7:13 دقيقه بامداد به روستاي كوهستاني لوت رسيديم ؛ هوا بسيار خوب و فرح بخش بود ؛ خورشيد از پشت كوهسار بالا مي آمد و خوشامد گويي خود را به گروه اعلام مي كرد ؛ گروه سرزنده و قبراق آماده صعود گرديدند ......... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 22:42 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
واژه شناسي كوهنوردي (قسمت دوم) واژه هاي پايه پيمايش جنگل 1- بركه: محل هاي پست كه در كوهستان و جنگل وجود دارند و آب بارندگي در اين منطقه جمع ميشود ؛ و البته در تمام فصول سال وجود ندارند. 2- كلبه: به خانه هايي كه جنگل نشينان براي اسكان فصلي ايجاد مي كنند گفته مي شود . 3- كومه: يك سر پناه داخل جنگل كه توسط چوب و برگ درختان ؛ براي بيتوته اضطراري از آن استفاده ميشود. 4- يال سوخته : در جنگل ها عمدتا يال هايي را كه به قله ختم نمي شوند و ممكن است در نقطه اي تمام شده يا به دره و پرتگاهي منتهي شوند يال سوخته گويند . 5- شبنم: در اثر تراكم بخار آب در سطح جنگل و زمين در دماي بيش از صفر درجه و بر روي عوارض گوناگون مثل برگ و تنه درختان يا روي بستر جنگل ايجاد ميگردد. 6- ژاله: اگر شبنم تشكيل شود و سپس افت دما به وجود آيد كه به زير نقطه انجماد برسد ؛ شبنم منجمد شده و ژاله تشكيل مي شود. 7- باتلاق: گل هاي چسبناكي هستند كه بر اثر جمع شدن آب ساكن در حاشيه رودخانه ها و يا شكاف ها در جنگل و نتابيدن نور خورشيد و تجمع برگ ها و ضايعات جنگل به وجود مي آيد كه عبور از آن ها فوق العاده خطرناك است . و اكثرا غير قابل عبور ند. 8-درياچه: گودال تقريبا بزرگي در پوسته زمين كه از آب پر شده باشد را درياچه گويند ؛ آب پاره اي از درياچه ها شور و پاره اي نسبتا شيرين و رقيق ترند ؛ در ياچه هايي كه در سر زمين هاي پر باران و معتدل واقع شده اند اغلب داراي آب شيرين هستند و درياچه هايي كه در مناطق كم باران و خشك قرار گرفته اند اغلب شور هستند 9- تالاب : درياچه كم عمقي كه به ويژه در يك شن زار يا در ميان شن هاي ساحلي به وجود آمده باشد 10-حوضچه: چاله هاي آب هاي محدود و متوسط كه در مناطق مختلف كوهستاني و بياباني در اثر باران هاي نيمه دوم سال و اوايل بهار ايجاد مي شوند و آب آنها به واسطه گرماي تابستان تبخير مي شود. 11- رود: آب جاري اي كه معمولا از بستر چشمه ها در بالا دست جريان مي يابد و مسيري را تا دريا ؛ يا مانند آن مي پيمايد . 12- روانرود: جريان آب اين گونه رود ها معمولا در سر تا سر سال پيوسته است. 13-رودخانه هاي متناوب : جريان آب اين گونه رود ها معمولا در فصول مرطوب سال پيوسته است . 14- خشك رود ها: جريان اين گونه رود ها معمولا در طي ريزش باران هاي شديد به وجود آمده و مدت كوتاهي ادامه دارد. 15-گدار: كم عمق ترين محل رود خانه را كه بدون ابزار به راحتي ميتوان از آن عبور كرد را گدار گويند . منابع و ماخذ: رك قسمت اول |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 21:33 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
تصنیف : دلدار شعر: بهروز افضلی دستگاه:ماهور آهنگساز: نصرت قاسمی بیا دلدارمن بیا دلدارمن بیا تماشا دلا بیا یارمن به دشت وصحرا بیا بیا یارمن به نوای بلبل گل ریزیم گل ریزیم به هوای مهرش برخیزیم برخیزیم بیا به دشت وصحرا بیا به کوه ای همراه همچون بهاران با لب خندان به سبزه زاران بیا چون چشمه ساران همراه یاران به لاله زاران بیا تو خود نسیمی بیا عطر وشمیمی بیا تو خود نسیمی بیا عطر وشمیمی بیا به سبزه زارن به لاله زاران بیا چو گل ها شکوفا شده ز غنچه ها همه جا به درا به درا چو مرغ عاشقی به درا بیا دلدار من بیا دلدارمن بیا تماشا بیا بیا یار من به دشت وصحرا دلا بیا یارمن بیا یارمن. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:57 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:10 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 11:51 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||
|
|
|
|
گزارش صعود به دشت دژمار شاهان دشت(13/2/87)
ساعت 5:23 دقيقه ازمیدان 17شهریورآمل حركت كرديم وپس ازطی مسافت 70کیلومتراز مسیرجاده زیبای هرازوازسمت چپ جاده وبعداز عبور از پل امیری به سمت راست منحرف شده واز یک جاده خاکی به سمت شاهاندشت حرکت کردیم........
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 11:31 توسط محمدرضا هاشم پناه
|
|
||